صفحه اصلی / موفقیت / رشد و توسعه فردی / ۱۲ گام تا خودشناسی که موفقیت را نزدیک می‌کند

۱۲ گام تا خودشناسی که موفقیت را نزدیک می‌کند

خودشناسي يعني چه و شامل چه مسايلي مي شود؟

خودشناسي علمي است که درباره شناخت خود حقيقي و اصيل انسان که همان روح او است سخن مي گويد، در مقابل خود ابزاري انسان که بدن او است.
خودشناسی در اصطلاح یعنی شناختن انسان از آن نظر که دارای استعدادها و نیروهایی برای تکامل انسانی می باشد. مصباح یزدی، محمد تقی؛ خودشناسی برای خودسازی، قم، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۸، چاپ اول، ص۶۶.
مقصوداز خود شناسي در مباحث اخلاقي ،

معرفت به خود حقيقي است، خودي كه شناخت آن زمينه ورود به مرحله خود سازي را فراهم مي آورد . شناختي كه مقدمه سير و سلوك انسان در مسير كمال خود است.
آن حقيقت ثابت و پايداري كه در طول زندگي دنيايي همراه ماست و باعث ثبات شخصيّت و هويّت شخصي انسان مي شود همان روح و بُعد فرامادّي انسان مي باشد كه در واقع انسانيّت انسان به آن بستگي دارد.
خداوند به خاطر جنبه مجرّد و روح ملكوتي انسان بود كه به فرشتگان دستور سجده و كُرنش در برابر او را داد؛
«فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ»؛ حجر (15)، آيه 29..
دستيابي انسان به جايگاه برتر «خلافت الهي» و «دريافت و تعليم اسماء الهي» به خاطر بهره مندي او از ظرفيت ويژه اي بود كه در او به وديعت گذاشته شده بود.
انسان به خاطر آن روح و دم الهي بود كه بار امانت الهي و مسئوليّت تكاليف خداوند را بر دوش كشيد، در حالي كه آسمان و زمين و كوه ها از تحمل آن سرباز زدند احزاب، آيه 72..
آن حقيقت زنده و آگاهي كه پس از مرگ انسان به جهان برزخ و سپس به عالم آخرت منتقل مي شود و پاسخگوي عملكرد و رفتار انسان مي باشد همان خود واقعي و روح انسان است.
. امّا بسياري «تن پروري» ولذت هاي جسماني را هدف نهايي و مطلوب اصلي خويش پنداشته و آن را با «من» و هويّت انساني خود اشتباه مي گيرند و در نتيجه تمام تلاش و همّت خود را در راستاي رشد و بالندگي و فربهي «تن» مصروف ساخته و از رشد و كمال «من» حقيقي خود باز مي مانند.
موضوع خود شناسي ، به معناي دقيق كلمه، عنوان “نفس” است ، ولي بايد توجه نمود كه اين عنوان دو گونه كاربرد دارد، هنگامي كه به صورت تنها استعمال مي شود، شامل تمام شئون بعد مجرد انساني( نفس، عقل، قلب، روح) مي شود و هنگامي كه در كنار ساير واژه ها به كار مي رود، به شان خاصي از بعد مجرد انسان دلالت دارد، شان خاصي از نفس كه ماموريتش مديريت قواي طبيعي و حيات اين جهاني انسان است.
خود شناسي، شناختن بعد مجرد انساني است از آن نظر كه داراي استعداد ها و نيروهايي براي رسيدن به كمال و قرب الهي است، نيروهايي كه در مجموع قواي “ادراكي و تحريكي” او را سامان مي دهند. همچون عقل، فطرت، غريزه، اميال نفساني،اراده ، اختيار، عاطفه و مانند آن.
انسان در ابتداي تکوين و پيدايش تنها جنبه مادي دارد و تمام توجهش به رشد بدني و زندگي مادي خود است و لذا با عالم ماده انس مي گيرد و از جنبه هاي روحاني و حقيقت خود غافل مي شود. خودشناسي مسير زندگي انسان را از پرداختن صرف به جنبه هاي بدني و ظاهري زندگي باز مي دارد و او را متوجه بعد روحاني خود و عوالم تجردي هستي مي کند.
اغلب انسان ها از حقيقت روحاني خود غافل اند و لذا زندگي روحاني و تجردي ندارند و به کمال نمي رسند. خودشناسي انسان را بيدار مي نمايد و به او مي آموزد که اي انسان تو ماده و بدن نيستي و نبايد تمام عمر خود را صرف پرداختن به نيازهاي مادي خود کني، بدن ابزار زندگي موقت دنيوي تو در جهت کمال روح است، تو روحي و بايد حقيقت روحاني خود را بشناسي و با کمال و نقص و نيازهاي آن آشنا شوي.
کساني که در مسير کمال انساني قرار مي گيرند و به مراتب بالاي انسانيت مي رسند، همگي از خودشناسي برخوردارند.
” خود ” همان چیزی است که ” روح الهی ” نامیده می‏شود و با شناختن آن انسان احساس شرافت و کرامت و تعالی‏ می‏کند و خویشتن را از تن دادن به پستیها برتر می‏شمارد، به قداست خویش‏ پی می‏برد ، مقدسات اخلاقی و اجتماعی برایش معنی و ارزش پیدا می‏کند .
خودشناسی به معنی این است که انسان مقام واقعی خویش را در عالم وجود درک کند ، بداند خاکی محض نیست ، پرتوی از روح الهی‏ در او هست ، بداند که در معرفت می‏تواند بر فرشتگان پیشی بگیرد ، بداند که او آزاد و مختار و مسؤول خویشتن و مسؤول افراد دیگر و مسؤول آباد کردن‏ جهان و بهتر کردن جهان است ( او شما را از زمین بیافرید و عمران آن را از شما خواست ) هو أنشأکم من الارض و استعمرکم فیها »( هود / 61 )بداند که او امانتدار الهی است ، بداند که بر حسب تصادف ، برتری نیافته است تا استبداد بورزد و همه چیز را برای‏ شخص خود تصاحب کند و مسؤولیت و تکلیفی برای خویشتن قائل نباشد . انسان در قرآن شهید مطهری صفحه27
اصلي ترين موضوعي که در خودشناسي مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد، موضوع تجرد (غير مادي بودن) روح انسان است. در خودشناسي ابتدا اثبات مي شود که انسان بدن و روحي جداگانه دارد و سپس اين بحث مطرح مي شود که حقيقت اصيل و اصلي انسان که به آن با کلمه “من” اشاره مي کنيم، روح است نه بدن، و بعد بحث مهم تجرد و غير مادي بودن روح مطرح مي شود.
با اثبات تجرد نفس، دريچه اي از زندگي روحاني و تجردي و جاوداني به روي ا نسان باز مي شود، زيرا به اين نتيجه مي رسيم که آنچه در هنگام مرگ مي ميرد و از ميان مي رود، بدن مادي انسان است نه روح مجرد، روح مجرد به زندگي خود ادامه مي دهد و هرگز نمي ميرد. و لذا تمام مباحث مربوط به دين، معاد، مرگ و برزخ که مبتني بر بقاي روح انسان است با خودشناسي درک مي شود.
در خودشناسي با کمال تجردي روح آشنا مي شويم و خواهيم دانست که اگر انسان بخواهد خودسازي کند بايد جنبه هاي تجردي روح خود را تقويت نمايد و از طريق تقويت بعد مجرد است که مي تواند به بعد مجرد هستي نفوذ نمايد و به کمال معرفتي خود برسد.
خودشناسي باعث مي شود که آدمي با قدرت، عظمت، ارزش، نيازها، استعداد و قواي روح خود آشنا شود و از خودفراموشي نجات يابد.
در يک مرحله ديگر خودشناسي، نوعي محاسبه نفس درون نگرانه نسبت به داشته ها و نداشته هاي معنوي خود است. بعد از شناخت تجرد نفس و ارزش خود و جايگاه انسان در هستي كه همان مقام خليفه اللهي است، لازم است انسان با محاسبه نفس دريابد چه مقدار استعدادهاي خود را شكوفا نموده است و تا كجا در مسير خداي متعال پيش رفته و به او نزديك شده است. اين مرحله در حقيقت مرحله ارزيابي و ارزشيابي خود است. ارزيابي اين سوال كه آيا توانسته ايم رضايت خداوند را نسبت به خويش جلب كنيم؟ آيا زندگي ما در مسير كمال و قرب به خداوند بوده است يا نه؟
معيار کلي شناخت خود در اين مرحله، ايمان و عمل صالح و صفات اخلاقي نهادينه شده است. براي اينکه بدانيم چگونه هستيم بايد با وصف ايمان و شاخصه هاي مومنين و صفات و کمالات ايشان آشنا باشيم و خود را با اين معيارها و شاخص ها بسنجيم تا ببينيم در کجاي راه هستيم و چه مقدار به اين شاخصه ها نزديک يا دوريم تا بتوانيم به جبران نواقص پرداخته و خودسازي کنيم.
در خودشناسي لازم است جزء به جزء انديشه، اخلاق و رفتار فرد مورد بررسي خودش قرار بگيرد. ابتدا انسان بايد ببيند به چه چيزي واقعا ايمان و يقين دارد. اعتقادات خود را بررسي كند. باورهاي خويش را بيازمايد، زيرا بدون اعتقاد و باور عميق ديني، هرگز كسي را ياراي حركت در مسير سخت خودسازي و بندگي خداي نيست.
بعد بايد صفات و ملكات اخلاقي خويش را مورد مطالعه و بررسي قرار دهد، رذايل و فضايل تحقق يافته در نفس خود را بررسي كند و نسبت به رفتار فردي و اجتماعي خود مطالعه و تفكر داشته باشد. بايد كيفيت و نوع معاشرت و منش خود را بيابد كه آيا مطابق عقل و شرع رفتار مي كند يا نه. آيا در انديشه و اخلاق و عمل، خدايي شده است يا نه و چه مقدار به خداوند نزديك شده است.
بنابراين مراد از خودشناسي شناخت خود حقيقي انسان و يا روح انساني و ويژگي هاي آن است. گوهري که وراي ماده و موجودي مجرد و فراتر از جسم و جسمانيات است.

 

در ادامه 12 گام را تا خودشناسی از نظر میگذرانیم:

یک ضرب‌المثل آفریقایی می‌گوید: «در صورتی که دشمن درونی وجود نداشته باشد، دشمنان بیرونی نمی‌توانند به شما آسیب برسانند.»
خودشناسی یکی از مهم‌ترین مهارت‌های موفقیت است. رفتار شما و واکنشی که در برابر محرک‌های بیرونی از خود نشان می‌دهید، با فرایندهای ذهنی درونی‌تان کنترل می‌شود. خودشناسی تمام الگوهای فکری مخرب و عادت‌های ناسالم را آشکار و آنها را اصلاح می‌کند. با تقویت این مهارت، می‌توانید در زندگی تصمیمات بهتری بگیرید و در موقعیت‌های گوناگون، واکنش‌های رفتاری عاقلانه‌تری نشان دهید.
برای تقویت مهارت خودشناسی تمرین‌های متعددی وجود دارد که ۱۲ مورد از آنها، در این مطلب گنجانده شده است.

۱. از خودتان بپرسید: چرا؟

قبل از آنکه تصمیمی بگیرید، از خود بپرسید «چرا؟». پس از آنکه به آن پاسخ دادید، دو بار دیگر نیز این فرایند را تکرار کنید. اگر سه دلیل خوب برای تصمیمی که گرفته‌اید یافتید، آن را اجرا کنید. در این صورت جزو افرادی هستید که در کارهای خود اعتماد به نفس دارند. خودشناسی یعنی اینکه بدانید انگیزه‌تان از انجام هر کاری چیست و بتوانید تعیین کنید که آیا اقدامات شما معقول و منطقی هستند یا نه.

۲. واژگان عاطفی بیشتری یاد بگیرید

یک فیلسوف می‌گوید: «محدودیت زبانی دنیای افراد را محدود می‌کند.»
احساسات فقط به دو حالت خوشحالی و ناراحتی محدود نمی‌شوند. احساسات می‌توانند واکنش‌های جسمی و رفتاری قدرتمندی ایجاد کنند که پیچیده‌تر از این دو حالت هستند. بیان کردن احساسات در قالب کلمات، اثر درمانی بر مغز دارد. اگر قادر به بیان احساسات خود نباشید، به راحتی ممکن است دچار استرس شوید. برخی از منابع و سایت‌ها هستند که فهرست خوبی از واژگان احساسی و عاطفی را ارائه می‌کنند. سعی کنید هر روز یک واژه‌ی جدید بیاموزید.

۳. «نه» گفتن به خودتان را تمرین کنید

یکی از مهارت‌های مهم در زندگی این است که به خاطر دستاوردهای طولانی‌مدت و پایدار، بتوانید در برابر خوشی‌های زودگذر مقاومت کنید و به خودتان نه بگویید. این کار درست مانند ورزش دادن عضلات، با تمرین تقویت می‌شود. هر چه بیشتر «نه گفتن» در مورد لذت‌های روزانه‌ی کوچک را تمرین کنید، بهتر می‌توانید در برابر وسوسه‌های بزرگ ایستادگی کنید.
رسانه‌های اجتماعی، محیط‌های مجازی، تماشای برنامه‌های یوتیوب و نظایر آنها، تفریحاتی هستند که مدام فرد را وسوسه می‌کنند و اجازه نمی‌دهند به موقع به فعالیت‌هایش بپردازد. البته منظور این نیست که استفاده از این امکانات بد است، فقط باید مدت زمان پرداختن به آنها را در روز محدود کرد. هر روز سعی کنید پنج تا از این موارد را محدود کنید.

۴. از واکنش ناخودآگاه پرهیز کنید

افرادی که مهارت خودشناسی را در خود تقویت نمی‌کنند، نمی‌توانند در موقعیت‌های گوناگون رفتار عاقلانه‌ای داشته باشند. آنها به سرعت از کوره در می‌روند و واکنش‌های آنی و عجولانه‌ای از خود نشان می‌دهند.
در شرایط تنش‌زا سعی کنید قبل از هر اقدامی یک نفس عمیق بکشید. این کار به ویژه در هنگام خشم و سرخوردگی بسیار اهمیت دارد. این کار به شما فرصتی می‌دهد تا با ارزیابی شرایط ببینید که آیا واکنش شما بهترین پاسخ ممکن هست یا خیر.

۵. به عیب و نقص‌های خود توجه کنید

هیچ‌کس کامل و بی‌نقص نیست. اگر معایب خود را بدانید اما مسئولیت آنها را قبول نکنید، هیچ فایده‌ای به حال شما ندارد. همه‌ی ما به خوبی از دیگران انتقاد می‌کنیم، اما نقص‌های خود را نمی‌بینیم. خودشناسی به ما کمک می‌کند تا عیب‌های خود را ببینیم و کمتر از دیگران انتقاد کنیم.
پس از آنکه عیب‌هایتان را تشخیص دادید، می‌توانید در رفع آنها بکوشید. عادت کنید تا به جای عذر و بهانه تراشیدن، اشتباهات خود را بپذیرید.

۶. مراقب حرف‌هایی که با خود می‌زنید باشید

 

حتما برای‌تان پیش آمده که گاهی با خودتان صحبت کنید. این‌طور نیست که همیشه افکاری که به ذهن ما خطور می‌کنند، مفید باشند. مراقب باشید، زیرا کوچک‌ترین کلمات منفی می‌تواند سبب استرس و افسردگی‌تان شود.
به بازخوردی که در برابر موفقیت‌ها یا شکست‌های خود دارید دقت کنید. آیا معتقدید که موفقیت‌های شما فقط از سر شانس بوده‌اند؟ آیا پس از هر شکست به شدت خود را سرزنش می‌کنید؟ واکنش‌های شما در برابر موفقیت‌ها و شکست‌ها، بازخوردهای مثبت و منفی را در ذهن‌تان شکل می‌دهند. نسبت به خودتان با رحم و شفقت رفتار کنید. پیروزی‌های خود را جشن بگیرید و اشتباهات‌تان را ببخشید.

۷. زبان بدن خود را بهتر درک کنید

برای اینکه زبان بدن خود را بهتر بشناسید، می‌توانید از خودتان فیلم بگیرید و بعد آن را تماشا کنید. این کار می‌تواند به شما اعتماد به نفس ببخشد.
هنگام تماشای فیلمی که از خود ضبط کرده‌اید، به طرز راه رفتن، صحبت کردن و حرکات دست خود دقت کنید. اگر بر حسب عادت هنگام راه رفتن کمی خم می‌شوید و آهسته و نامفهوم سخن می‌گویید، بدانید که این عادات می‌توانند سطح کورتیزول بدن را افزایش دهند و سبب کاهش اعتماد به‌ نفس شوند. در حالی‌که راست ایستادن، محکم راه رفتن و با صدای رسا صحبت کردن می‌تواند سبب ترشح هورمون تستوسترون شود و عملکرد شما را بهبود بخشد. استفاده از حرکات دست نیز می‌تواند به تبیین افکار شما کمک کند و بر واکنشی که مردم نسبت به شما نشان می‌دهند تأثیر بگذارد.
ویدئوهای سخنرانان بزرگ را تماشا کنید و ببینید که در هنگام سخنرانی از چه شیوه‌هایی استفاده می‌کنند. سعی کنید حرکات دست‌ها و زبان بدن آنها را ارزیابی و این مهارت‌ها را در خود تقویت کنید.

۸. به عقایدی که با دیدگاه شما متفاوت هستند توجه کنید

گوش دادن به نظرات و عقاید مخالف، می‌تواند شما را وادار کند تا بارها در مورد باورهای پیش‌فرض خود سؤال کنید. این‌طور نیست که همه‌ی باورها و عقاید پیش‌فرض شما و یا همه‌ی دیدگاه‌های جهانی درست و منطقی باشند. با خود بحث کنید و ببینید به کدام‌یک از باورهای خود پایبند هستید و کدام یک از آنها را می‌توانید رد کنید.

۹. نوع شخصیت خود را بشناسید

اگر نوع شخصیت خود را بشناسید، می‌توانید به راحتی نقاط قوت خود را بهبود ببخشید و نقاط ضعف خود را مدیریت کنید. با درک نقاط قوت و استعدادهای خود می‌توانید به موفقیت‌های بیشتری دست یابید. نقاط قوت همان مهارت‌ها و دانش هستند که در طول زندگی آنها را کسب می‌کنید، در حالی‌که استعدادها ذاتی هستند و در نهاد شما قرار دارند.
آزمون‌هایی برای تعیین نوع شخصیت وجود دارد که می‌توانید با استفاده از آنها خود را تجزیه و تحلیل کنید. برای شروع تعیین کنید که در دسته‌ی افراد برونگرا قرار می‌گیرید یا درونگرا. سپس نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها (تحلیل SWOT) را در قالب یک جدول دسته‌بندی کنید. نقاط قوت و ضعف جزو عوامل درونی و فرصت‌ها و تهدیدها (موانع سر راه) جزو عوامل محیطی هستند.

۱۰. خودارزیابی و تفکر عمیق را تمرین کنید

مراحل پیشرفت خود را پیگیری کنید. از ۱ تا ۱۰ به خودتان امتیاز دهید و ببینید تا چه حد در تمرین خودشناسی پیشرفت کرده‌اید. هر بار که از کاری پشیمان شده‌اید، هر بار که عادت غلطی را تکرار کرده‌اید، تعداد تصمیماتی که بدون فکر گرفته‌اید و مواقعی را که افکارتان نامنظم بوده است یادداشت و خود را ارزیابی کنید.
برای خود اهدافی را تعریف کنید. اهداف بزرگ را به هدف‌های کوچک‌تر تقسیم‌بندی کنید. در پایان هر روز از خود بپرسید: امروز چه کارهایی را به خوبی انجام دادم؟ چه کاری می‌توانم می‌توانم انجام دهم تا فردا بهتر از امروز عمل کنم؟

۱۱. به دنبال پیشنهادات و انتقادهای سازنده باشید

همه‌ی ما در رفتار و افکار خود نقص‌هایی داریم که بهتر است آنها را برطرف کنیم. دیدگاه تک‌بعدی داشتن (یا به اصطلاح خود را گول زدن) سبب می‌شود تا نتوانیم آن‌طور که باید پیشرفت کنیم. از پیشنهادات و انتقادهای سازنده‌ی اطرافیان خود استقبال کنید؛ اما فراموش نکنید که این کار را فقط از کسانی بخواهید که صاحب‌نظر باشند. افرادی مانند مربیان، اساتید و کسانی که شما را درک می‌کنند بهترین گزینه برای این کار هستند. زیرا آنها چیزی را به شما خواهند گفت که نیاز دارید بشنوید، نه آنچه را که دل‌تان می‌خواهد بشنوید.

۱۲. زمانی را به مراقبه (مدیتیشن) اختصاص بدهید

مراقبه یک تمرین اساسی و بنیادین برای خودشناسی است. وقتی بر شیوه‌ی نفس کشیدن خود تمرکز می‌کنید، از هر آنچه ذهن شما را سرگردان و حواس‌تان را پرت می‌کند، دور خواهید شد.
برای مبتدیان، یک جلسه‌ی ۱۰ دقیقه‌ای کافی است. یک مکان ساکت و آرام برای نشستن بیابید، از طریق بینی نفس بکشید و از دهان خارج کنید. به آرامی و در سکوت تعداد نفس‌هایتان را بشمارید. خواهید دید که چگونه افکارتان متمرکز خواهد شد.

 

برگرفته از:

http://akhlagh.porsemani.ir

entrepreneur

سایت آموزشی چطور: www.chetor.com

این مطالب را نیز ببینید!

آیا میشود بدون هیچ سرمایه پولی کسب و کاری را شروع کنیم؟

آیا می دانید که بدون پول هم می توانید کسب و کاری را شروع کنید؟ …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *